عشق مجسم !
یاعلی (ع)
سفرت به خیر ...

«به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم
«سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفهها، به باران،برسان سلام ما را»
.
.
.
استاد شفیعی کدکنی از ایران رفت !
+
سیده زهرا بصارتی - ۱٠:۱٩ ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٩
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند نه هوشم
.
.
.
.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
«سعدی»
+
سیده زهرا بصارتی - ٩:۱٢ ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٧
باران ! باران! با تو قراری دارم
یک لحظه مبار با تو کاری دارم
وانگاه چنان ببار ، کابم ببرد
من در دلم از دوست غباری دارم
«حسین منزوی»
+
سیده زهرا بصارتی - ۱۱:٢٤ ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱۱
پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده ،
تردید مبهمی را به
یقینی روشن تبدیل می کند: عاشق شده ای.
چند روایت معتبر:" مصطفی مستور "
+
سیده زهرا بصارتی - ۱٢:۳٢ ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٥



